هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
380
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
و به عثمان گفت : بر فرض كه اين امر را به تو واگذار كنم . قريش اين امر را بنا به نظرى كه به آنها دارى ، از آن تو مىخواهند و تو بنى اميه و بنى ابو معيط را بر مردم مسلط مىگردانى و در بيت المال ايشان را مقدم مىدارى و دارو دستهاى از گرگان عرب به گردت جمع مىشوند و ترا به قتل مىرسانند به خدا كه اگر چنان كنند تو مطمئنا اين كار را مىكنى و وقتى اين كار را كردى آنها نيز همين بلا را بر سرت خواهند آورد و در حالى كه دستش را بر پيشانيش برده بود گفت و اگر چنين شد اين سخن را به ياد آور . اين تصويرى است كه عمر بن الخطاب از اين شش تن بدست داده و بيشتر مورخانى كه از برخورد او با خلافت در آخرين مرحلهء زندگيش سخن گفتهاند از آن ياد كردهاند و اگر اين درست باشد كه او مطمئن بوده كه عثمان بنى اميه را بر گردن مردم سوار مىكند و آنان را بر منابع مملكت و اموال مردم مسلط مىگرداند معلوم نيست پس براى چه او را كانديدا مىكند و به اين شيوهاى كه با تعيين خليفه جز در شكل تفاوتى ندارد ، وى را برمىگزيند و او كه چند ساعت پيش از آن به كسى كه پيشنهاد داده بود پسرش عبد اللّه را به جانشينى خويش برگمارد گفته بود من مرده يا زنده چنين امرى را تحمل نمىكنم چگونه اين كار را در حيات و مماتش ، تحمل كرد ؟ عثمان بن عفان را به زشتترين صفات توصيف كرد و به او نسبتهايى ( منفى ) داد كه به هيچكدام از آن پنج تن ديگر نداد ولى با اين حال او را به نام شورى ، براى خلافت انتخاب كرد و على را چنين توصيف كرد كه اگر عهدهدار خلافت و زمامدار مردم شود آنان را به حق و راه روشن و حقيقت فرا مىخواند ولى در عين حال ، مشكلات و سنگاندازى ، بر سر راهش قرار داد و راه را براى عثمان هموار ساخت ، در صورتى كه همهء دلها ، على ( ع ) را طلب مىكرد و جز او كسى را شايسته نمىديد و آنچنان كه گفتيم خود او نيز او را به صفاتى برخواند كه جز او كسى سزاوارشان نيست و اگر در صورت واگذاردن امر به او پس از خود از قريش بيم داشت و مىترسيد قريش عليه او اقدامى كنند اين بيم بىمورد بود زيرا ابو بكر نيز او را - كه قريش نمىپسنديدند - به جانشينى خويش برگزيد و هيچ اقدامى عليه او صورت نگرفت و بيش از ده سال ، تحملش كردند . عمر بن الخطاب ، خلافت را به آن شش تن واگذار كرد و ابو طلحة الانصارى را پيش خود خواند و به او گفت : اى ابو طلحة وقتى از كار دفن من فارغ شديد به اتفاق پنجاه تن از انصار و شمشير بدست گرفته اين گروه ( شش نفر ) را وادار كن كه به شتاب ، كار را يكسره كنند . آنان را در خانهاى گرد آور و به اتفاق يارانت بر درب منزل بايست تا